تبليغاتX
چگونه دوست بدارم تـورا؟

 


 


        

در دیار قاصدکهای بنقش محکوم به زیستن شدم

 

ولابه لای خرزهره های درهم بزرگ شدم

 

و آرام در میان پیله های تنیده کرم اندیشه ام غنودم برای سالهای سال .

 

صبورانه به اراجیف دیو سیاه قصه گوش کردم تا بیاموزم 2 در 2 میشود

 

 چند فرصت از دست رفته و چند روز لگد مال شده دیگر از دفتر عمرم.

 

به زحمت گذشتند روزهای سربی و زرد جوانی در میان انبوه سیاه غصه.

 

ونمیدانم آیا باید چندین بار با انگشتان گبره بسته ام بشمرم

 

تا به پروانه شدن برسم .

 

ذهن متبلورم در میان این همه سرآسیمگی دچار خفقان شده .

 

این روزها دچار مورهای حریصی شده ام که اطراف گورم را به زحمتی

 

قابل ستایش می شکافند تا باقیمانده افکار باکره ام را بلیسند .

 

کاشکی آن دست طلایی رنگ گرم که چندین بار در خواب آشفته نیمه شب

 

 دیده ام به یاریم بیاید تا صفحات دفتر پاره پاره ذهنم به اتمام برسد

 

 و شاید سوغات برایم دفتر 40برگ نو با صفحاتی سفید و

 

خط کشی های قرمز بیاورد .

 

میدانم که از ذوق حتماً 4شب و روز در میان کوچه ها

 

با پاهای برهنه لی لی خواهم رفت .

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 21:39 توسط ..:: نسترن ::..




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 22:38 توسط ..:: نسترن ::..

 

در این سکوت سرد و یخ نما
تو را هیچگاه به این سنگینی نگریسته بودم
سرم را بالا بیاور
تا درون مرداب چشمانم شبنم های یخ زده گل مرداب نشین اش را
به تماشا بنشینی.
و شاید انحدام لحظه ها حسی نو در تو بزاید.
من چنین واله شدن را
از پستوی اتاق پیرزنی دیوانه دزدیدم.
و نمیدانم تا به کی باید بر فراز تپه بلوغ
به انتظار واژه های زرد و بنفش
شهوت گونه مردی بنشینم که در برابر خیانت شب بوها
آغوش مطهر و سرخ از التهابم را می جوید.
و نمیدانم تا به کی باید در گرداب رویای حسرت کرده عشقت
پارو بزنم
تا به ساحل فراموشی حضور چند روزه ات
با صدایی شبیه زجه بخندم ؟!




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 21:42 توسط ..:: نسترن ::..

کسی در فکر من ها نیست
کسی در فکر ما بودن
کسی دیگر نمیخواهد
باورکند عشق به همین زودیها میمیرد
و قاب عکس من بر روی طاقچه قلبی گرد و غبار میگیرد
و ذهن تبدار خاطرات بچگی مان
میان رخوت یک حس سرد و مصنوعی آبستن میشود.
و چیزی چون خوره تمام مرا می جود.
وقلب تنهای من تنهاست
دستهای زخمی و دردمند افکارم
به روی حرفهای ساده دفتر انشایم
نوشتند تمام ناامیدیهای گاه و بیگاهم
و دستانم پی عشقت بسوی آسمانها
کهکشان میشوند آنگاه
و قلب تنهای من تنهاست.
گلهای نسترن واله
از ارتفاع پست یک ابر ناشناس
در میان پلکهای خورشید زرد و سوزانش
و قلب اعتمادم زیر طاولهای گرمایش
به سختی میکند باور نبودش را میان این همه خواهش
و قلب تنهای من تنهاست.
دختری تنها گویی بر میدارد آرام
زیر این باران بی آسا قدمهایش
شاید که بمیراند  هرآنچه مثل یک تصویر
جا خوش کرده درون قاب حسرت کرده چشمان خونبارش
و قلب تنهای من تنهاست.
کمی آنسوتر نعشی بر زمین شسته این شهر
درون التهلاب رنگ و رفته احساس بیمارش
قلب خود را گم کرده است شاید
دخترک همسایه است ، آری
چه مصنوعی میخندد در آن ازدحام ورم کرده شهرش
و قلب تنهای من تنهاست .



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 19:57 توسط ..:: نسترن ::..

سیری ناپذیراست چشمان من از نوشیدن باده چشمان مستت


شهد شرابی کهن در غمزه نگاهت هویداست


ومیدانی که تا آخرین جرعه را ننوشم از میخانه دلت بیرون نشوم


هرچند که می مانده در جام عمرم را با


چشمانی بسته برروی کویر دلت پاشیدی


و آخرین جرعه را به غیر نوشاندی.


ومیدانستی که مخمورتر از آنی هستم که بتوانم


میخانه دلت را به هم بریزم.


و رفتم !!!


رفتم چون تو خواستی


تـــــو!!!




لينك ثابت نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 18:7 توسط ..:: نسترن ::..

 

 عشق يعني اشکهاي من به روي شانه ات
عشق يعني آرامش دستان من در خاطرت
                                                    عشق يعنــــــي طاول احساس من با رفتنت
                                                    عشق يعني باور گمراه من از حسرت نابودنت
عشق يعني اينکه تو رفتي و من روزها را با دو دستم ديده ام
عشق يعني اينکه من گفتم به تو نور چشمم تو نرو از پيش من

عشق يعني خود رو پروانه ديدن
         عشق يعني خواب بارون و ديدن
                 عشق يعني يه رنگين کمون تو آسمون دلت
                          عشق يعني دويدن اما به جایی نرسيدن
عشق يعني کرسي مادر بزرگ
عشق يعني چهره خورشيد ظهر
عشق يعني ماه کامل توي حوض
عشق يعني صخره هاي بي نورد
عشق يعني قلب من در کف دست
عشق يعني پاشوره من بعد تب
عشق يعني اينکه من مردم و تو در ميان زندگي گم گشته اي.




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 20:27 توسط ..:: نسترن ::..


 

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 17:31 توسط ..:: نسترن ::..

                                                        میدونم هیچ وقت نمیای تو دیگه  
اما یک شعله کوچیک امید واسم بسه
نمیخوام بگم تو بی وفا بودی
دست عاشقا به هم نمیرسه
خیلی وقتا فاصله میون ما
با هزار تا قطره اشک پر نمیشه
نمیدونم چی بگم شاید که تقدیر منه
ذهنم از یاد عزیزت هیچ موقع پاک نمیشه
تا حالا پیش اومده برات عزیز
هرچی بگریی اما دلت یه ذره ام وا نشه
ابر چشمام از روزی که رفتی میبارن
بی تو جون دادن تو لحظه ها معنی زندگیم میشه
فکر نکن بشه یه روز فراموشت کنم
نام قشنگت تو تمام ثانیه هام تکرار میشه
میدونم ،تو خیلی وقته که همخونه داری
شایدم تا حالا اسم من فراموشت باشه

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 18:35 توسط ..:: نسترن ::..


سلام بر حادثه ، سلام بر غدير، سلام بر علي و علي گونه زيستن
سلام بر پاکي و پاکيزه ترين بنده خداوند رحيم .
سلام بر هر آنچه بوي علي را ميدهد
سلام بر هرآنچه که طراوت و زيبايي امامت را دارد.
سلام بر تنهايي علي در دل سياه شب
سلام بر چاهي که شنونده طنين زيباي صداي مردي بود که چون خدايش همتايي ندارد.
سلام بر قلب پراز مهرش ، سلام بر پينه هاي دستان پر از سخاوتش
سلام بر تک نگين عدالت و درستي.
و سلام بر علي (ع)
عيد بزرگ غدير خم بر تمام عاشقان و ياران علي مبارکباد.




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 13:27 توسط ..:: نسترن ::..

بزرگمردی از نور

سلام بر حادثه ، سلام بر غدير، سلام بر علي و علي گونه زيستن
سلام بر پاکي و پاکيزه ترين بنده خداوند رحيم .
سلام بر هر آنچه بوي علي را ميدهد
سلام بر هرآنچه که طراوت و زيبايي امامت را دارد.
سلام بر تنهايي علي در دل سياه شب
سلام بر چاهي که شنونده طنين زيباي صداي مردي بود که چون خدايش همتايي ندارد.
سلام بر قلب پراز مهرش ، سلام بر پينه هاي دستان پر از سخاوتش
سلام بر تک نگين عدالت و درستي.
و سلام بر علي (ع)
عيد بزرگ غدير خم بر تمام عاشقان و ياران علي مبارکباد




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 18:57 توسط ..:: نسترن ::..

www.gomgashteman. blogfa.com کدآهنگ از